بدینوسیله بنده استان طاها (ص) و اهل بیت اطهرش در این نامه اعلام میدارم که جلسات هفتگی در اینترنت توسط سابجکت خدابنده برگزار میگردد
زمان هر ۵ شنبه ساعت ۳ تا ۴ بعد از ظهر
برای کسب اطلاعات بیشتر و دریافت ادرس اینترنتی
به ادرس
ایمیل بفرستند و یا اینکه سریعا ایدی فوق را برای خود اضافه add نمایند
و من الله توفیق
کلب استان آل محمد (ص)
شیخ المشایخ العشریه
م.ن
هو

بسم الله القاسم الجبارین
همه عمر بر ندارم سر از این خمار مستی
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی
عرض سلام ادب و احترام به پیشگاه قطب اعظم عالم حضرت محمد مهدی القائم عج
سلام بر پادشاه نیزه سوار سلطنت الله اعظم و شیخ العارفین اکرم ولی نعمت اکبر عالم سید الشهدا ع
کمی دیر امدم به دلیل موانع سلوک و از این باب از همه پوذش میطلبم
اما از هرچه بگزریم سخن دوست خوشتر است
این بنده حقیر خوش دانستم که کمی در باب عارف نامی و سلطان ادبیات عرفانی وجود اقدس جناب بایزید بسطامی (سلام الله علیها) سخن بگویم
از ان عالیجناب فرمودند : که پس از میقات چهل شبانه روز او به حلب بازگشت و متوجه شد که در ماه رمضان قرار گرفته اند و مردم شهر را تنها روزه غذا یافت اما اعمالی چون ربا و ریا و دروغ و مکافات رایج بود
بایزید اندکی تامل کرد سپس به نانوایی رفت و نان خرید و در خیابان راه میرفت و از ان میخورد و به دیگران نیز تعارف میکرد او را سوال کردند که با این همه ادعا از چه روزه میشکند فرمود در این شهر روزه دار نیافتم همه تنها نمیخورند اما علنا روزه میشکنند بدانید و اگاه باشید که روزه تنها نخوردن نیست بلکه صرف نظر از همه چیز غیر اوست
بر صوفیه بیشمار لعنت
اشهد ان لا اله الا الله یا علی
بنده حقیر یزدان
خدابنده
خدا کجاست ایا نمیدانی
پرسیدم از پدرم گفت قران نمیخوانی
گفتم کجاست شاید من نمیفهمم
یا این کلام ثقیل است،نمیدانی
در صبحگاه طلوع است در شامگاه غروب
در خانه ای کتاب است در خانه ای مکتوب
در چشم اشکبار و ترنم احساس
قران خداست و جای خداست محوری معلوم
هر جا که هست خداییش اخر عشق است
هردم نفس نفس زدنش از منجی عشق است
در محضر استاد 2
ساعتم بند نداشت؛
گاه میفهمیدم که همین عیب نمور
از برای دل ان اهل گنه و همان استحزاء شهره عالم و دنیایم کرد .
ساعتم بند نداشت
یاد دارم که در ان لحظه حساس و غریب در تکاپوی نهاد و دل و دنیای مجیب
فهمیدم
میشود خاطره را پر پر کرد
میتوان حادثه را مظطر کرد
می توان در نفس حضرت یحیی و خلیل
تکه فاصله را اختر کرد
و در ان لحظه که خورشید بخندید ز حلم
و در ان صبح دل انگیز و گرم
قاصدک از بر این خسته دل اواره
نامه اورد ز سوی حرم باغچه همسایه
که مرا اگه کن که در این لحظه تنهایی دل
ساعت این حرم فانی و بیچارگی ادمیان بر چند است
پاسخم اشک شد و درد و پریشانی دل
قاصدک از سر بی چارگی من خندید
ساعتم بند نداشت
ساعتم بند نداشت
من الله توفیق
بر صوفیه بیشمار لعنت الی الابد
خدابنده
آمد به سرم چهارده نور جلی
گفتم که شفیع من کدامین شماست
کردند اشاره به حسین بن علی
درود بر محاسن خونین درود بر اجساد مقطعه سلام بر سینه به کمر چسبیده سلام بر قد خمیده زینب ارام گوش میدهد صدای موعود را و شمرده به سوی گودال میرود درون ان میشود (پیکری بی سر) هر کجا را که بلند میکند جای دیگری بر میافتد سینه را به سینه خویش چسباند فرمود الهم تقبل هذه القربان
یا هو
121
(جلسه اول از بررسی عرفان اسلامی و مزیتهای ان نسبت به عرفانهای غیر اسلامی)
سابجکت قاصدک – تالار گفتگوی اینترنتی سلامت رفتار
بنام خداوند نوشین نگار
که بر خلق عالم بود کردگار
رب اشرح لی صدری و یسر لی امری و احلل عقده من لثانی یفقهو قولی
عرض سلام و ادب و احترام به پیشگاه قطب بی چون و چرای عالم امکان حضرت اعلی حضرت قدر قدرت جناب قائم آل محمد
روحی له الفدا و همچنین عرض ارادت به پیشگاه حاضرین در تالار گفتگو
در ابتدا میبایست به اختصار عرفان را تعریف کرد و بعد به ابعاد مختلف آن پرداخت
به طور کلی قران میفرماید: نگرش به نفس سپس تزکیه(پاک نمودن از هرگونه الایش) چرا که باید به ان عنصر نورانی (الله
نور السماوات و الارض )(انا لله و انا الیه راجعون)(چون از خداییم پس منشائ نورانی داریم عنصر نورانی داریم) خود دست
یافت پس تلاش برای جهش از بشرییت و حیوانییت به ادمییت و انسانیت.(و این تقرب را زیاد میکند)(مرحوم طباطبایی قدس سره
میفرمودند:انسان به درجه ای نرسد که سیرت خوک و گرگ پیدا کند چرا که ابی عبد الله فرمودند از جدم رسول الله شنیدم که
فرمودند: ای حسین در کربلا میبینم که سر از تنت جدا میکنند و قاتل تو به شکل خوک و شمایل گرگ است علامه میفرمودند
کاری نکنید که سیرت قاتل ابی عبد الله را پیدا کنید)
حال که به معنای ظاهری عرفان پی بردیم کمی در بطن موضوعی این عمل خاق العاده فرو رویم
از معنای اسمی کلمه حیرتی دو چندان به انسان دست میدهد ریشه سه حرفی اسم عرف اسن یعنی شناخت خیلی زیباسن تبارک
الرحمن به خواطر این خلقت که خلق با شناخت روحانی خویش به شناخت پرودگار خود میرسد رب العرشی که ذاتی بس عجیب
دارد این امتیاز را به بنده و خلیفه خود در زمین میسپارد که اگر خودش را و صفات روحانی خودش را شناخت بتواند از جمال
لیلای عالم پرده بگشاید.
عرفان اسلامی مزیت های بسیاری نسبت به عرفان های دیگر دارد.
توصیف مابقی عرفان ها و شناخت تفاوت های چشمگیر را به جلسه دیگر وا میگزاریم و تنها به چند نکته اشاره میکنیم
در عنوان مثال در عرفان اسلامی سختی های بسیاری وجود ندارد تنها با 4 عمل هم میتوان در این راه درجاتی را اخذ نمود لکن
برای رسیدن به درجات بالا که همان (منابر من النور)(دعای ندبه- و شیعتک علی منابر من النور)هستند اضافاتی بر این 4 عمل
وجود دارد اما عزیزان اگاه باشید که اگر این 4 عمل در راس اعمال نباشد به خدایی خدا انسان از حیوانییت رهایی نمیابد
اول عمل به واجبات دویم ترک محرمات سیم انجام مستحبات و چهارم ترک مکروهات
خداوندا قائم را به داد ال محمد برسان و ما را در رکابش منحشور نما
یا هو
بر صوفیه بیشمار لعنت
م.ن
٭ شهاب الدين سمعاني در روح الارواح مي گويد: هر چه اهل لا اله الا الله بسيار شدند ، مخلصان کاستي گرفتند و کاستي گرفتند تا دور بما رسيد. و اينگونه شد که مي بيني.
عهد مصطفي عهدي بود که از سنگ و گِل بوي دل مي آمد ، و اکنون عهدي ست که از دل بوي سنگ مي آيد! ...
*****
" .. و پرسيدند از صبر. گفت: « آن است که دست و پايت ببُرند و از دار درآويزند.» و عجب آنکه اينهمه با او کردند! ... چون خلق در کارش متحير شدند ، زبان دراز کردند و سخن به خليفه رسانيدند. و جمله بر قتل او اتفاق کردند ، از آنکه مي گفت: «انا الحق!» ... جنيد را گفتند: «اين سخن که حسين مي گويد تاويلي دارد؟» گفت: « بگذار تا بکشند. که روز تاويل نيست.» .... ابن عطا کس فرستاد که: «اي شيخ! از اينکه گفتي عذر خواه تا خلاص يابي.» حلاج گفت: «کسي که گفت ، گو: عذر خواه.» ..
نقل است که در زندان سيصد کس بود. چون شب درآمد گفت: « شما را خلاص دهم! » گفتند: «چرا خود را نمي دهي؟» گفت: «از آنکه در بند اويم». پس به انگشت ، اشارت کرد و همه ء بند ها از هم فرو ريخت ... گفت: «اکنون سر خود گيريد». گفتند: «تو نمي آيي؟». گفت: «ما را با او سّري ست که جز بر سر دار نمي توان گفت». خبر به خليفه رسيد. گفت: «فتنه اي خواهد ساخت. او را بکشيد يا چوب زنيد تا از اين سخن بازگردد». سيصد چوب بزدند. هر چه مي زدند، آوازي فصيح مي آمد که: «لا تَخَف يابنَ منصور!» ...
پس ببردند تا بکشند. صد هزار آدمي گِرد آمدند و او چشم گرد همه ميگردانيد و ميگفت: «حق ، حق ، انا الحق». نقل است که درويشي در آن ميان از او پرسيد: «عشق چيست؟». گفت: «امروز بيني و فردا و پس فردا!».
آن روز بکشتند ، روز ديگر بسوختند و سّيوم روز بر بادش دادند ... "
به نقل از شبلی
**************
من پادشاه کشورم ! كي پيش تو زانو زنم؟
یا هو 121
اما در باب منصور ابن منصور حلاج گزافه بسیار است کمی در باب این انسان بزرگ سخن میگوییم باشد که اهل حقانیت به حقانیتش پی برند.
در باب انکه فرمود از شیطان و فرعون پیروی میکنم منظور در اصرار بر هدف است ، انان هدفشان اشتباه بود نادرست بود اما بر هدفشان ایستادند حماقت کردند چون بر باطل استقامت کردند اما حلاج فرمود در حقانیت از استقامت انان پیروی نمایید و این حمل بر بطلانیت منصور نیست
و دویم انکه فرمودند مکانی در خانه رو به قبله انتخاب کنید و انجا را به نیت کعبه طواف کنید و اعمال حج به جا اورید از ان جهت بود که در ان زمان سفر حج برای عده ای مقدور نبود و حب حج نیز داشتند ناگزیر همچون امام رضا که فرمود هر کس رو به حرم سید الشهدا بایستد و زیارت بخواند و اذن دخول بگیرد و در دل وارد شود ثواب زیارت را محاسه میکنندش منظور منصور نیز اینگونه بوده است که ثواب حج میبرند نه اینکه حاجی میشوند. نه اینکه بدعت کند حرکتی را که العیاذ باالله
و اما در ان باب که گفته شده حلاج جادو میدانسته که این مستند نیست اما حلاج را ندیدند که سحر کند بلکه به اذن الله مخیر به برخی تسخیرات بود (علوم غریبه ) و ضمنا یادگیری سحر مانعی ندارد اما نباید اعمال شود و در پاره ای از اوقات اگر برای پیروزی لشکریان اسلام بر کفر به سحر نیاز شود اعمال ان واجب است (گزیده منطق المسلمین – مجلد 5 – صفحه 135)
و اما مهمترین افترا یعنی ادعا خدایی بگزارید از کتاب شبلی مستند ترین کتاب در باب منصور بگوییم::
چون منصور در میدان به طناب نزدیک شد فریاد میکشید انا الحق فاعبدونی انا الرب سبحونی انا رحمن الریم انا سمیع البصیر و تا انجا که ندایی از غیب میفرمود و لا تخف یا ابن المنصور و لا تخف یا رحمن و لا تخف یا رحیم(تصنیفات شبلی ص 652
این در فرازی به خویشتن نگری است منصور کفر نمیگوید خود را با مردم دیگر مقایسه میکند نه با رب العالمین و عظمت روحانی خود را بیان میکند و چون در اواخر عمر است عمری نخواهد داشت برای شهرت پس ادله شهرت طلبی از میان میرود و این از اعمال مریدان خداست و منصور در زیارتی که از خانه خدا نمود در کنار حطیم(بین در و حجر نزدیکترین مکان به خانه خدا) به اوازی حزین فرمود انا احقر عبادک یا رحمن یا رحیم ارحمنی بلحبیبک( که مقصود پیغمبر است) در حالی که محاسنش از اشک تر شده بود)(تصنیفات شبلی مجلد 2 ص 365)
امید است مورد استفاده قرار گیرد یا هو 121
بر صوفیه بیشمار لعنت
بنده حقیر یزدان پاک
م.ن
یا هو121
تو چه دانی که در این سفسطه درویشی چیست
آنچه بودی و نبودی بشو الحین تو نیست
گفت منصور سر دار علی نیست خدا
لیک الله علی و همه والله علی است
آری آری او علی مرتضی است
شاه بیتی از غزل های خداست
شه پر جبرییل فرش خانه اش
اوست شمع و فاطمه پروانه اش
در تمامی علوم انتهایی وجود دارد الا علم علی ابن ابی طالب و اولادش که همان علم خداییست که وجود مقدس حضرت داور (جل جلاله) به وجود مقدس ان عالیجنابان اهدا نموده است
درود بر ذات مقدس علی و اولاد اطهرش
بر صوفیــه بی شمار لعنت
بنده حقیر فقیر شاه عالم
درویش سبعیه
م.ن
هو121
محرم
وحشت مکن از مرگ و شب اول قبرت
در قبر چراغی است که با نام حسین است
اهل عالم به دم مرگ ، چشمان مرا باز گزارید
زیرا که دوچشمم خیره به چشمان حسین است
دیوانگی اموز اگر بنده عشقی
دیوانه کسی است که شیدای حسین است
سلام سلام بر خون سلام بر عشق سلام بر کمال سلام بر جمال سلام بر ایمان سلام بر شجاعت سلام بر خدای سروری و برتری و سلام بر محاسن به خون خضاب شده
زیبا ترین ذکر در این ماه خصوصا ده روز اول و روز عاشورا ذکریست که تا دهم محرم از زبان سید الکائنات حسین ابن علی ع نیفتاده است و ان به شرح ذیل است:
لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم ، حسبن الله و نعم الوکیل و کفی برب العالمین
و چه زیباست این بیت که میفرماید
دانی که چرا گاه زمین میلرزد
میکند الله به ذکر شاه عالم حروله
اشهد ان لا اله الا الله-و محمد رسوله- و علی و اولاده ائمه المعصومین
بر صوفیه بیشمار لعنت
بنده حق منجلی م.ن
هوووووووووووووووووووووووووووو
یا هو 121
نیاز در عین بی نیازی
به این نکته توجه کرده اید که کسانی که دم از علم و تحقیق میزنند و نثری بسیار پیچیده دارند و در کلمات بسیار حساسند کمتر میدانند تا کسانی که در ادای کلمات غله و غشی ندارند به راحتی به ادای منظور میپردازند بر خلاف دسته اول که دنبال شهرتند و از اینکه به ایشان پرداخته شود و به قول خودمون از اینکه میان برخی دیگر جای بگیرند خوشنود میشوند که مسلما این قوم چیزی نمیدانند و حتی اگر بدانند علم فی البحر الجهل است و به کار نمی اید
منظور خاصی ندارم و فکر نکنید که من با شخص اول وبلاگ خرقه هستم خیر اینگونه نیست!!!!!!!!
بپردازیم به موضوع اصلی و اما روایتی دیگر:
هنگامی که از زشت کرداری تشویق به عمل اید عرش الهی میلرزد و خداوند خشمگین میشوند
مسئولین وبلاگ خرقه مواظب باشید فقط افشای صوفیه کنید از اهانت به عرفایی همچون مولانا و منصور و بایزید پرهیز کنید مبادا که خداوند بر شما خشم گیرد باقی خودتان میدانید و بس
بر صوفیه بی شمار لعنت
عبد درگاه حق
م.ن
هووووووووووووووووووووووو
در وبلاگی با نام صوفی مطلبی مزحک دیدم بهتر است با هم انالیزش کنیم
مطلب رو ببینید:
البته این وبلاگها محل خوبی برای پی بردن به افکار بیمار گونه نویسندگان آن میباشد ، چرا که استدلالها و حجت هایی که می آورند واقعآ خنده دار است .
مثلا یکی از آنها حدیث جعلی را به حضرت امام رضا (ع) نسبت داده که در رد صوفیه است ؛ که این خود نشان از درجه نادانی جاعلان این حدیث و امثال آن میباشد ، چرا که همین افراد و استادان آنها در زمانهای نه چندان دور بر علیه ما( صوفیه اثنی عشری )، مردم را به اهانت وا می داشتند و تهمت " هشت امامی" بودن به ما می زدند . حالا چه شده که تهمت های خودشان را نیز فراموش کرده اند و اینقدر تعقل ندارند که اگر ما هشت امامی هستیم ، لا اقل امام هشتم در مورد صوفیه نباید چیزی می فرمود .
کسی نیست به این افراد بگوید لا اقل به دروغهای خودتان پایبند باشید - پیروی از حقیقت که بماند - .
-------------------------------------------------------
میخوام بگم اخه مرد حسابی صوفی اثنا عشری دیگه چه صیغه ایه تمام اثنی عشر ان پاکمردان از صوفیه بیزار بودند حالا از عرفان خوشت میاد مشکلی نیست بگو دراویش اثنی عشری از نام صوفی پرهیز کن مادرم زهرا از این نام بیزار است صوفیه همواره میخواستند در راه رسیدن به خدا شاهراه اهل بیت علیهم السلام را از انان بگیرند از امروز علی مدد بگو به خود برگرد و بهتر تصمیم بگیر
درود خداوند بر سلطان العارفین علی بن ابی طالب
بر صوفیه بیشمار لعنت
از خداوند منان ارزوی مرگ مالک سایت خرقه(صابر) را هر چه زود تر خواستارم البته مرگی با ذلت تا دیگر پشت سر عرفای نامی همچون مولانا جلال الدین محمد بلخی و یا حضرت منصور ابن منصور الحلاج سخن با گزافه نراند و این برای او خیر است که منجلاب گناه را زودتر ترک کند
یا حق
بنام خداوند نوشین نگار
که بر خلق عالم بود کردگار
سلام و صلوات بر محمد و اهل بیت اطهرش و ال پاک و مطهرش
هدف از ایجاد این وب ترویج عرفان و اموزش تزکیه نفس از برای خود سازی و کمال است
ضمنا لازم به ذکر است چون در پس پرده مفهومی کلمه یا هو ۱۲۱ حرفهای بسیار نهفته و خیلی ها برای خودشان دوختند و بریدند و حالا تن ما میکنند بر من واجب است تا کمی پیرامون ان توضیح دهم
کلمه یا هو در برگرفته از هولا یعنی کل شی که همان الله است میباشد و ۱۲۱ به معنای یا علی چون ابتدا نام الله می اید میشود اول الله و چون الله اول اید مابقی (از دین) هر چه اید خوش اید چون اسم الله افضل است ضمنا همواره یا هو ۱۲۱ توصیه میشود زیرا از لحاظ معنایی بهتر است
لا اله الا الله محمد رسول الله علی ولی الله
و السلام علینا و علی عباد الله الصالحین
شاه شیخ المشایخ سبعیه
بنده کمترین م.ن
دشمن متصوفه
یا علی